يكشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۰۹ ب.ظ
کم آورده اند...
تو را با کمتر کسی
در میان گذاشته ام
تو تنها گنج من هستی
خزانه ایی
که لابه لای این واژه ها
پنهانت کرده ام
در شعر من
اردیبهشت تویی
پرنده”
نگاهت است
یاس بوی پیراهنت
و ماه”
اندام زیبایت
چشم هایت را منظومه شمسی
و موهایت را
گندمزار های غرب نامیده ام
من واژه هایم را
چون نقشه ایی
برای یافتن تو
کنار هم چیده ام
کاشفان عشق
بعد ها از ما خواهند گفت
در وصف زیباییت
قلم ها خواهند زد
و دلتنگی من
مثال خوبی خواهد شد
آخر میدانی
دلتنگیم دائما
حال نهنگی به ساحل نشسته را دارد
اکنون که برگشته ایی
باور کن
ریه های من
بازدم نفسهایت را
کم آورده اند…
عاشق گمنام نوشت:
عشقت مرا دوباره از این جاده میبرد
سخت است راه عشق ولی ساده میبرد
- ۹۵/۰۸/۲۳